زمین چمن فوتبال،نبردگاه مدرن

 

زمین سبز فوتبال،تماشاگران با دو رنگ لباس متفاوت،عظمت فضا و اهمیت بازی ها و به نوعی می توان گفت مبارزه ها،خواندن سرود ملی و همخوانی هم میهنان و بازیکنانی که اکنون نماد دو ملت در کنار هم ایستاده تا با هم نبردی صلح آمیز داشته باشند، تمام این فضا ذهن و حافظه تاریخی را به یاد جنگ گلادیاتورها،یونانی ها با اسپارتها و سایر جنگ های تاریخی می اندازد اما تفاوت بسیار است زیرا اکنون فضا و شرایط کاملا صلح آمیز است،مبارزان ابتدا باهم دست میدهند،در طول بازی از خود رفتارهای جوانمردانه ای را به نمایش می گذارند،این مبارزه که قرار بود بازی باشد داوری منصف دارد که براساس قوانینی خاص هرگز اجازه نخواهد داد که فضا آلوده به اندکی خشونت شود،در انتها هم(در بازی های یورو 2008) شاهد جلوگیری ازخشم درمیان تیم بازنده و به بیانی ملت بازنده و کنترل شادی و دلداری دادن از سوی تیم و یا ملت برنده نسبت به بازنده ها هستیم ، تمام این ها نشان از تمدن است و دید هر بیننده و ذهنی را به این سمت پیش خواهد برد که این تمدن با این نوع مبارزه و رفتار نشان از پیشرفت انسان و بشریت است اما فردای بازی از اخبار می شنویم که تماشاچیان دو تیم (ملت) به جان هم افتاده اند آنها تا زمانی که در فضای متمدن ورزشگاه حضورداشتند فضا را حفظ می کردند ولی بهترین زمان برای فهم دنیای مدرن ، لحظات پنهانی آن است زیرا این دنیا ، فضای تبلیغات ونمادهای غیرواقعی است ، دنیای شعار هایی چون مبارزه با تروریسم ، مبارزه  با جنگ و یا مبارزه با نژاد پرستی و ...

فوتبال امروزی ، نماد سرمایه داری جهانی است نماد تراکم و تجمع ثروت جهانی ، فراهم کردن شرایط برگزاری چنین بازی هایی و تبلیغ درآمدهای بازیکنان ومبارزان عرصه های ملی! بازهم حافظه ی تاریخی را به سمت تاریخ پنهان امروز که در سکوت و دور از دوربین ها و ماهواره های جهانی هستند ، سوق می دهد.

آن زمان که شرکت های چند ملیتی ، میلیادرهای جهانی و ازملیت های مختلف از طریق استثمار و بیگاری به شکل های قانونی وغیرقانونی به تجمع ثروت وارسال آن به سرمایه داری مرکزی و نقاط عطفی چون زمین چمن فوتبال می فرستند ، سرمایه ای که با جنگ علیه کشورهای مختلف ، کشت وکشتارها و یا حتی درانسانی ترین شکل آن ، با بهره گیری از سود سرمایه به جیب زده و میدان جنگی زیبا همانند ورزشگاه ها را در حضور چشم میلیون ها انسان به شکل مبارزه ای متمدنانه میان ملیت ها خلق می کنند ، مبارزه ای که پیروز آن نه فقط برنده ای در تاریخ فوتبال و نه حتی تاریخ ورزش که پیروز تاریخ مدرن است زیرا این پیروزی ها نشان از پیشرفت اقتصادی و توسعه آن کشور می باشد آنگاه است که بازنده ها و حتی راه نیافتگان به این مبارزه دلچسب برای پیوستن به این چرخه مجبور به تن دادن به اقتصادی می شوند که پیامد آن نیاز به سرمایه  است ، نیازی که گاه ناخواسته به جنگ هایی خونین ختم خواهد شد.

مبارزه کاملا جدی است و زمانی رسمیت بیشتری پیدا می کند که نخست وزیران و حتی رئیس جمهورهای کشور های رو در روی هم(که البته اکنون به یمن قانون بشری در کنار هم می ایستند) حضور داشته باشند،کسانی که خشونت خود را گاه در امضای قراردادهای جنگ،خونریزی،معاملات غیرعادلانه و ... به صورتی کاملا پنهانی بروز خواهند داد،خشونتی همانند تماشاچیان متمدن ورزشگاه که پس از خروج از آن به جان هم می افتند.

فراهم کردن چنین محیط و شرایطی تنها نیازمند سرمایه ای انبوه و سرمایه داری بزرگ است تجمع سرمایه در این فضا به جایی می رسد که شکوهی همانند کاخ شاهان در دوران قبل از میلاد مسیح و دوران انسان های غیرمتمدن! را به یاد می آورد و باز حافظه تاریخی یاری مان میدهد که به یاد شکوه اهرام ثلاثه مصر بیافتیم و فریادهای سیاهانی که زیر سنگینی چرخ های ظلم و استثمار له میشوند،به مانند اقوام وحشی که به ناچار به سمت تمدن و شهرنشینی و تجارت پیش رفتند، سرمایه داری جهانی ،کشورهای عقب مانده و توسعه نیافته را هم وارد چرخه پیچیده سرمایه داری می کند و آنگاه به راحتی می توان  تاریخ را از یاد برد زیرا دیگر اهمیتی ندارد که  سرمایه مسابقاتی که او در آن شرکت می کند و چشمانش را جذب خود کرده از کجا آمده باشد و یا حتی خشونتی که اکنون در کشورهای توسعه نیافته!رخ میدهد چرا اتفاق می افتد، تنها این مهم است که بشر متمدن شده چون هم میهنانش در ورزشگاه پرچم No to racism را در دست دارند درحالیکه ممکن است این موضوع تاریخ گذشته باشد و یا حتی در کشورهای سرمایه داری چون آمریکا رخ دهد.

اکنون هنگام تماشای زمین چمن فوتبال و عظمتی که در سرتاسر آن چشم میلیون ها بیننده را به سمت آن جلب میکند،خشونت بشر مدرن را پنهان کرده و تمدن،قانون و انسان دوستی خود را به رخ دیگرانی می کشد که همان ها قربانی خشونت های پنهانی این نظام اقتصادی هستند، راستی یادمان نرود که مروج این اقتصاد و اتوپیای جدید،تنها اروپا است و در فضای فوتبال هیچ کس تمایل چندانی به دیدن مسابقات فوتبال جام ملت های آفریقا،آمریکای جنوبی،آسیا و حتی آمریکا ندارد بلکه این فقط اروپا است که چشم هر بیننده ای را جذب می کند اما این تنها تماشای یک مسابقه فوتبال نیست بلکه تمام سیاست،اقتصاد و فرهنگ مدرن است که نظرمان را جذب می کند.

لینک
چهارشنبه ٢٦ تیر ،۱۳۸٧ - کیانا خسروی زاد