اندیشه ای در باب جنبش سبز   

اندیشه ای درباب جنبش سبز

 هریک از افرادی که به گونه ای درگیر مفهوم و واقعیتی که جنبش سبز نام گرفته، هستند، از ابتدای شروع تحرکات اعتراضی این جنبش تاکنون، در ذهن خود بارها با این سؤال مواجه شده اند که دلیل ظهور سلسله اعتراضات اجتماعی چیست؟ و به چه دلیل تابه حال هم چنان به قوت خود باقی است؟ و به همین دلیل شاهد مقالات و تحلیل های بسیاری در این چند ماهه بودیم.

به نظرمی رسد که درصدی از افراد جامعه ایرانی، تنها منتظر یک اشتباه دیگر از ناحیه مسئولان کشور بودند تا ناگهان تمام مطالبات انباشته خود را بیان کنند. مطالباتی که در طی چندسال اخیر به دلیل نبود راهکارهای مدنی و قانونی و سرکوب هرنوع جنبش اجتماعی، شکل گرفته و درصدی از مردم را دچار سرخوردگی اجتماعی کرده بود که این افراد حاضر به مشارکت های اجتماعی به خصوص از ناحیه دولت نبودند، این بار نیز پس از مشارکت اجتماعی در 22 خرداد، یک بی اعتمادی دیگر کافی بود تا دولت را با حجمی وسیع از اعتراضات خیابانی مواجه کند. این جنبش، ابتدا با خواسته ای روشن آغاز شد و سپس با افزایش و طرح دیگر مطالبات اجتماعی ادامه یافت، اکنون به دلیل برخورد مقابله ای، شدیداً به سمت خشونت پیش می رود. البته این امر، مسلّم است که سرکوب، خشونت می آفریند و دولتی که با موج عظیم اعتراضات و مطالبات اجتماعی روبه رو باشد، آن هم از سوی کسانی که به صلح آمیزبودن خواسته ها و حرکت خود تأکید دارند، بهترین راه برای به انحراف کشیدن این اعتراضات، سرکوب و خشونت است زیرا حربه ای به دست مسئولان خواهد داد تا بدین وسیله تمامی مطالبات مطرح شده را به فراموشی سپرده و منحرف کنند و به تدریج جامعه را با خفقانی شدید روبه رو خواهد کرد که از فضایی استبدادی نشأت گرفته است.

تاریخ نشان داده که استبداد، پای استعمار خارجی را هم وسط خواهد کشید، و در جامعه جهانی کنونی نیز, عامل دخالت و بهره برداری در کشورهای جهان سومی، اعتراضات مردم نبوده و نیست بلکه استبداد ریشه دار در این کشورهاست که آنها را به سمت جنگ داخلی یا استعمار خارجی سوق می دهد و در این حین سودی که دولت از این وضعیت خواهدبرد،‌ توجیه سرکوب های داخلی است. در جامعه ی ایران، به نظر میرسد که خوی انحصارطلبی و استبداد در قشر عظیمی از مردم نیز ریشه دوانده به طوری که تاریخ معاصر ایران، شاهد افرادی بوده که در هر دوره ای، طرفدار دولت حاکم اند و خوسته آن ها، حذف دیگری است، دیگری که تنها به دلیل خودی نبودن، محکوم به حذف است.

به هرحال، این جنبش نیز در صورت ادامه سرکوب ها و خشونت صورت گرفته،‌ نه تنها به انحراف می رود و از مطالباتش فاصله می گیرد بلکه درصورت عدم دستیابی به حداقلی از مطالبات، انبوهی از توده ی مردم، دچار سرخوردگی اجتماعی شده و دیگر آنها را حتی به فعالیت های مدنی هم نمی توان بازگرداند. در این شرایط، ازسرگیری مطالبات صنفی، مدنی، حقوق بشری، محیط زیستی،‌ جنبش های اجتماعی چون جنبش دانشجویی و کارگری و ... و تأکید چندجانبه بر آنها، می تواند راهگشای جنبش سردرگم اجتماعی باشد زیرا اینگونه مطالبات ریشه ی مشکلات جامعه ایران و البته ریشه ی اصلی خواسته های کنونی است که در شعارهای مردمی تبلوریافته است، به بیان دیگر نبض جنبش سبز، احیای مطالبات سرکوب شده ی مدنی و صنفی و حقوقی خواهد بود.

 توده ی مردم در زیست روزمره ی خود با این مطالبات،‌ آشنا هستند و کمبودها برای آنها تجربه ی مشترک ملموسی می باشد و البته پاشنه ی آشیل دولت است زیرا با عینیت یافتن خواسته ها و مطالباتی که اکنون در هاله ای از ابهام هستند و در فضایی بحث انگیز(Problematic) رشد می کنند، می توان از ریزش جمعیتی از جنبش اجتماعی برخواسته، جلوگیری کرده و خواسته های صنفی و مدنی را هم احیاکرد تا توده مردم نیز به این اعتراضات پایبندتر باشند و اهداف روشن تر شود. به دیگر معنی،‌ پیگیری این گونه مطالبات از سوی بدنه ی جنبش و عدم برخوردهای مقابله ای(عکس العمل) ازسوی سران جنبش سبز و یا جنبش هایی چون جنبش دانشجویی که نمونه ای از آن عکس العمل ها، برنامه ی نسبتاً محافظه کار انجمن اسلامی به مناسبت 16 آذر امسال در دانشکده فنی دانشگاه تهران بود که از نظر بیان مطالبات،‌ حتی از بدنه ی جنبش نیز یک گام عقب تر بود، می تواند تاحد زیادی فضای جامعه را از تقابل و دودستگی دور کرده و خشونت برآمده از سرکوب را کاهش دهد،‌ زیرا تازمانیکه فضای جنبش تنها محدود به اعتراضات خیابانی شود، سرکوب و خفقان و درنتیجه سرخوردگی اجتماعی را بازتولید خواهد کرد.

 

 

لینک
دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸ - کیانا خسروی زاد