تقسيم کار دورکيمی   

از زمانی که وارد دانشگاه شده ام و سپس آشنایی با کلاسیک ها با تقسیم کار دورکیمی هم آشنا شدم از همان موقع این تقسیم کار برایم کمی مبهم بود حال وقتی از آن دیدگاه به  نظرات او می نگرم متوجه می شوم که این تقسیم کارهاست که اندیشه ورزی را هم به عده ای خاص داده و کار یدی را به عهده عده ای سپرده وقتی دقت می کنی می بینی انسان هایی را به نام جامعه به راحتی از اندیشیدن محروم کرده اید در حالی که آنها بار جامعه را به دوش می کشند ولی از اندیشه ی خود استفاده نمی کنند و عدم تفکر است که انها را وادار می کند تا به دنبال اندیشه های خود بگردند ولی در میان اندیشه ی دیگران . دیگرانی که باری به دوش ندارند و می خواهند حق کسانی را بگیرند که خود با تقسیم کار این حق را از آنها گرفته اند . این چه بازی بچه گانه ای است که ما به راه انداخته ایم .

آن کارگر و یا حتی کارمندی که وقت تفکر ندارد مدام از افکار کسانی استفاده می کند که شاید از خودش بسیار فاصله داشته باشد ولی چاره ای نیست باید به اندیشه ای وابسته باشد از پائولو کئیلویی سخن می گوید که شاید هیچ از او نمی فهمد آیا این از خود بیگانگی نیست.

لینک
دوشنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٥ - کیانا خسروی زاد