یک اشتباه بزرگ تاریخی

 

مدت ها بود که بسیاری از مردم و دانشجویان را در حالتی خموده و ناامید می دیدم و شکایت آنها از عدم دسترسی به امکانات پیشرفت و آزادی های فردی و اجتماعی،محدودیت در بیان عقیده و آزادی اندیشه و بسیاری از مشکلات آشنای دیگر بود. اما در نزدیکی انتخابات چنان شوق و ذوقی به اکثریت آنها بازگشته بود که احساس می کردند بعد از دوره ای نه چندان کوتاه قرار است که در فضای آزادتری نفس بکشند و بالاخره آن لحظاتی که انتظارش را می کشیدند کم کم از راه می رسد.

به هرحال این انتخابات اخیر خیلی ها را که از نظر اجتماعی مرده بودند دوباره به آغوش جامعه بازگرداند و امیدی دوباره به دل های اخراجی های جامعه مان وارد کرد اما اما اما یک اشتباه که ناشی از قدرت طلبی و انحصارطلبی است همه چیز را خراب کرد. امید کسانی را که حتی می گفتند هیچ گاه فکرش را هم نمی کردم که اینقدر منتظر شنیدن نتیجه انتخابات باشم، ناامید کرد.

همه چیز برای بازگشتی دوباره فراهم بود اما اما اما باز هم همان اشتباهی که کاش انجام نمی شد، همه را ناامید کرد و تمام آن شادی ها را تبدیل به غم و تنفر نمود. سرمایه اعتماد را از جامعه و دل های مردم ربود. کاش کسانی که این نقشه کثیف را ریختند کمی حتی به فکر خودشان می بودند چون شادابی و تکاپوی یک جامعه موجب بقای بیشتر دولت هم خواهد شد.

به هر حال چند روز قبل اکثریت مردم بار دیگر اعتماد کردند اما اما اما اکنون که با آنها بازی شد آن هم یک بازی کثیف، هیچ گونه راه برگشتی نیست. دولت باید از فرصت اعتماد دوباره مردم کمال استفاده را می کرد و با امانتداری همه را به زندگی بازمی گرداند.

تاریخ هیچ گاه این اشتباه بزرگ را ازیاد نخواهد برد و برای همیشه در دل خود بغضی را خواهد داشت که از فریادهای مردمی که به بازی گرفته شدند به گوش می رسد.

 

لینک
چهارشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳۸۸ - کیانا خسروی زاد