قربانیان پنهان

امینت، حقی است که به خصوص در شهرهای بزرگی چون تهران بیش از همه نادیده گرفته می شود، امنیت، حسی است که در زندگی روزمره با آن دست و پنجه نرم می کنیم، به خصوص من و شما که خانم هستیم چون در کنار ناامنی های فراوانی که در این متروپل با آن مواجه هستیم باید از زن بودن خود هم ترس داشته باشیم، همان طور که معضل  ناامنی زنان و ناموس مردم! همیشه مطرح بوده است و البته تا فاجعه یا اتفاق خاصی رخ ندهد، کسی از آن خبردار نخواهد شد و البته که این آگاهی هم تا به حال، چندان سودی برایمان نداشته است اما صحبت من در مورد حس آشنای امنیت است، احساسی که به یک زن اجازه میدهد بدون استرس و فشار عصبی پا به مکان های عمومی در جامعه ی خود بگذارد، اما این احساس آشنا که بارها و بارها با نگاه ها و آزارهای مردان، نادیده گرفته می شود، شرایطی است که در مکان های عمومی، به خصوص نمونه بارز آن در اتوبوس ها، باعث حس همبستگی و نزدیکی خانم ها به هم می شود چون موجب  می شود آنها در برابر آزاری مشترک موضع بگیرند ولی کسی برای این آزار که می تواند استرس های بسیاری را ایجاد کند، ارزشی قائل نیست و آن را به راحتی ندیده می گیرند، آری به نظر من همه ما در این شهرهای بزرگ و بی در و پیکری که به قول دورکیم، دین  اولیه خود را از دست داده اند، قربانی هستیم اما قربانی خشونتی که در روح زن باید به سراغ آن رفت و کسی برای آن به دادگاه  یا نیروی انتظامی مراجعه نمی کند.

 

لینک
دوشنبه ٥ آذر ،۱۳۸٦ - کیانا خسروی زاد