جامعه حذفي

هميشه فكر مي كنيم كه فقط دخترها هستند كه مورد اهانت و فشار براي حجاب اجباري قرار مي گيرند و پسرها آزادند و ظلمي بهشون نميشه. شايد فكر كنيم حالا تو جامعه اي كه زنان اين همه تحت فشارهاي مختلف هستند حالا فشار به مردان چه أهميتي مي تونه داشته باشه اما به نظرم خيلي مهمه چراكه توي اين جامعه تمامي آدم ها با يك سري معيارهاي مشخص شناخته شده و بعد با فيلترهاي مختلف حذف ميشوند. ما عادت كرديم به حذف ديگران، ديگراني كه مثل ما إيمان ندارند، مثل ما رَاه نمي روند، مثل ما حرف نمي زنند، مثل ما لباس نمي پوشند و اين قصه سر دراز دارد. 

و اما دليل نوشتن اين متن تجربه شخصي يكي از نزديكانم هست كه اونقدر براش تلخ بوده كه همين برخورد حذفي او رو براي مهاجرت مصمم تَر از قبل كرد و حالا سال هاست خارج از ايران زندگي مي كنه. هميشه اون روز ظهر رو به ياد داره كه بعد از كار خسته توي يه خيابون خلوت داشته قدم مي زده و با اعتماد به نفس و غرور جواني كه باشگاه مي رفته و از ظاهر خودش لذت مي برده توي شيشه مغازه ها به خودش نگاه مي كرده و به خودش مي نازيده. جواني كه توي اوج غرور جواني فقط از أطراف اش مي خواد بهش حق انتخاب ظاهر و پوشش رو بدن اما ناگهان پليسي كنارش نگه ميداره و با لحن خشني مي گه: "اوي بيا اينجا ببينم، چرا كَت و كولت رو باز كردي و رَاه ميري خودت رو جمع كن" و پليسي كه بايد احساس امنيت و آرامش بده اون همه غرور رو با حرف اش له مي كنه و تهديدش مي كنه اگر دفعه بعد اينطوري رَاه بره مي كنه اش توي صندوق عقب و موهاش رو هم نبايد بلند كنه!!! و اون هم با خنده مي گه باشه أفسر مثل معتادها رَاه ميرم ببخشيد و راهش رو مي كشه و ميره. 

اين خاطره، ساده نيست وحشتناكه و نمونه اي كوچيك از جامعه اي كه به بهانه هاي مختلف استرس رو إيجاد كرده و البته دست به قلع و قمع و حذف أفراد ميزنه. و حالا گاهي وقتي كه توي خيابون آزادانه رَاه ميره مي گه اگه الان ايران بودم نمي تونستم با زيرپوش يا حتي بدون تي شرت ازادانه بيام بيرون و از افتاب لذت ببرم و اين تلخه خيلي تلخه… 


/ 1 نظر / 367 بازدید
hairr

دمت گرم داداش قشنگ نوشتی.به جنس مذکر هم اهانت میکنن... همین مو بلند کردن...